میکروبلاگ اجتماعی توئیتی
هرچی دلت میخواد بنویس .. درد دل کن .. حرف بزن .. صنگ صبور خواستی خبرم کن , من هستم : )ماری

مدیران گروه

بر مبنای ارسال:

رتبه 6

بر مبنای کاربر:

رتبه 5

بر مبنای طرفدار:

رتبه 16

بر مبنای بازدید:

رتبه 5

برچسب‌های کاربری

سنگ صبور (گروه عمومی · 82 کاربر · 3680 پست)
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در توئیتی اینجا کلیک کنید.

ارسالهای سنگ صبور

mary
کاش هر روز جمعه بود و
دلتنگیهایم را
گردن غروبش مى انداختم …
امضا: به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم
دیدگاه 2 . .
اين ارسال را پسنديده اند

mary
بیخــــــــود منتظـــــــــر نبـــــــــاش…
تــــــــو خــــــودت رفتـــــــی…
دیگـــــــــراز دلتنگــــــــی هـــــم بمیـــــــرم…
صدایـــــت نمیکنــــــم برگــــــردی…
امضا: به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم
دیدگاه 2 . .
اين ارسال را پسنديده اند

mary

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت می‌دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه

کنارم هستی و بازم بهونه‌هامو می‌گیرم
میگم وای چقد سرده میام دستاتو می‌گیرم

یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی می‌میرم
از این جا تا دم در هم بری دلشوره می‌گیرم

فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن باهم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم

امضا: به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم
mary

تو این فکر بودم که با هر بهونه
یه بار آسمون‌و بیارم تو خونه
حواسم نبود که به تو فکر کردن
خود آسمونه خود آسمونه

تو دنیای سردم به تو فکر کردم
که عطرت بیاد و بپیچه تو باغچه
بیای و بخندی تا باز خنده‌هات‌و
مث شمعدونی بذارم رو طاقچه

به تو فکر کردم به تو آره آره
به تو فکر کردم که بارون بباره
به تو فکر کردم دوباره دوباره
به تو فکر کردن عجب حالی داره

امضا: به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم
میکروبلاگ اجتماعی توئیتی
براي حمايت از ما روزي يک بار برو روي تبليغات سمت راست کليک کنيد
mary

بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم
در خیالی که گرفتار تو شددام شوم
بی هوا بوسه مزن بر رخ من
بوسه انگاه بزن باز که من رام شوم
بی تو در خلوت این خانه گرفتار شدم
تو بیا تاکه کمی شاد از این کام شوم
پنجره باز کن نغمه بزن بر خورشید
من به شوق پرستو به این بام شوم
وقت رفتن تو بیا باز بزن بوسه ی مهر
تا که من همره آن یار دلارام شوم

امضا: به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم
mary

گر بی من خوشی یارا
به صد دامم
چه می بندی
اگر ما را همی خواهی
چرا تُندی
نمی خندی
بخند ای دوست چون گلشن
مبادا خاطر دشمن
کند شادی و پندارد
که دل زین بنده برکندی

امضا: به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم
mary

یک بغل حرف ، ولی محض نگفتن دارم !
روح نفرین شده ای در قفس تن دارم
در رگ و مویرگم درد به خود می پیچد
تو ولی فکر بکن قلبی از آهن دارم !
ساکتم، حرف ولی پشت سکوتم کم نیست
بسته لب هام ، نخ صبر به سوزن دارم
بیخودی سعی نکن درد مرا درک کنی
این جنون را توی این شهر فقط من دارم !
حیف ! فریاد مرا بغض به یغما برده
یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم !..

امضا: به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم
mary

شاید این عشق به تعبیر تو کوچک باشد
یا که باور نکنی ، یا به دلت شک باشد
حال من ، بی تو ، همان کودک بی حوصله است
که شب و روز ، به دنبال عروسک باشد
بی تو مهتاب شبی ، وای دلم میلرزد
پیچ این کوچه اگر ، بی گل پیچک باشد.

امضا: به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم
میکروبلاگ اجتماعی توئیتی
براي حمايت از ما روزي يک بار برو روي تبليغات سمت راست کليک کنيد
mary

دنبال دو کلمه می گشتم
دو کلمه
مانند پچ پچ دو برگ
در گوش هم
یا زمزمه ی دو لب
در جست و جوی یک بوسه

دنبال دو کلمه می گشتم
مانند دو گوشواره
که آویزه ی گوشـت کنم

امضا: به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم
mary
سال‌هاست
تلفنی در جمجمه‌ام زنگ می‌زند
و من
نمی‌توانم گوشی را بردارم
سال‌هاست شب و روز ندارم
اما بدبخت‌تر از من هم هست
او
همان کسی‌ست که به من زنگ می‌زند !
امضا: به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم