ارسال پیام خصوصی ارسال پیام به mehrabun

وحید


107

9 پست

0 پست درروز

دنبال شدگان

نمایش همه
وحید کسي را به جامعه مجازي میکروبلاگ اجتماعی توئیتی معرفي نکرده است.
براي دعوت کاربران ومعرفي جامعه مجازي میکروبلاگ اجتماعی توئیتی از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نماييد.

کد QR شخصی

وحید
وحید

خستگی را تو بخاطر مسپار که افق نزدیکست و خدایی بیدار که تو را میبند و به عشق تو همه حادثه ها میچیند که به یادش باشی و بدانی که همه بخشش اوست و همینش کافیست!!!

امضا: كاغذهای سفید دفترم هرگز برای نوشتن دلتنگی هایم کافی نيست...
وحید
وحید

@مهدی خدایاااااااااااااااااا:کودکان گل فروش را می بینی ؟! مردان خانه به دوش*زبانهای عشق فروش* انسانهای آدم فروش* همه را می بینی؟ میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم،دیگر زمینت بوي زندگی نمیدهد.
امضا: كاغذهای سفید دفترم هرگز برای نوشتن دلتنگی هایم کافی نيست...
وحید
وحید

@خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا{-35-}{-35-}{-35-}: کودکان گل فروش را می بینی ؟! مردان خانه به دوش*زبانهای عشق فروش* انسانهای آدم فروش* همه را می بینی؟ میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم،دیگر زمینت بوي زندگی نمیدهد.

امضا: كاغذهای سفید دفترم هرگز برای نوشتن دلتنگی هایم کافی نيست...
وحید
وحید

@خدااااااااااااااااااااااااااااا{-35-}{-35-}خدا یا خودت شاهدی که تو این سایت واسه اسم قشنگت خطاب دادم ولی مدیر سایت میگه این کار خلافه!!!!!!!!!!!!!!!!{-6-}{-6-}ولی اینجا واسه دخترا خطاب دادن اصلا ایرادی نداره....{-6-}{-6-}{-6-}{-6-}ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا

امضا: كاغذهای سفید دفترم هرگز برای نوشتن دلتنگی هایم کافی نيست...
میکروبلاگ اجتماعی توئیتی
براي حمايت از ما روزي يک بار برو روي تبليغات سمت راست کليک کنيد
وحید
وحید

دويديم و دويديم هيچ جا رامون ندادن گفتن که توی جاده دونده ها زیادن دويديم و دويديم فايده نداشت دويدن به همه چی رسيديم‏ به جز خود رسيدن دويديم و دويديم اسپندا دود نکردن گفتن فقط زير لب ‏ کاش دیگه بر نگردن چه روزای قشنگی عشق و نفس کشيديم روی گلای قالی ‏ با خنده دست کشيديم تو سایه روشن عشق شب و ستاره کاشتيم به جز تقدس نور چيزی رو دوست نداشتيم پاييزه عاشقيمون غرق ترانه ها بود ‏ هوای پاک و شرجيش دور از بهانه ها بود تو گرگ و ميش ترديد گلایه رو ندیدیم به خاطر رسيدن دويديم و دويديم دويديم و دويديم سيبا رسيده بودن سه فصل آزگار بود همه دويده بودن دويديم و دويديم تا رسيديم به ديوار اون ور ديوارم باز خورديم به خط تکرار دويديم و دويديم ‏ قصه زندگی بود‏ که واسه اون دويدن فقط ديوونگی بود ‏ ‏ از کوچه های غربت محو چشای گل شد دست من و نگاهت واسه سپيده پر شد هر روز غروب که ميشد وقت قرارمون بود‏ روزی که گل ميدادیم فصل بهارمون بود ثانيه ها گذشتن ترانه ها چکيدن اهالی روزگار ديگه مارو نديدن يه پرده حرير و رو بختمون کشيديم طبق يه سنت زرد دويديم و دويديم

امضا: كاغذهای سفید دفترم هرگز برای نوشتن دلتنگی هایم کافی نيست...
وحید
وحید

همون گوی و همون میدون رخ افسرده دلم گریون میون دوزخ و برزخ بازم روزای سرگردون تو مثل طلا نابی بیدارت میکنم خوابی توی تاریکی و ظلمت روشن مثل مهتابی تو به فکر آغازی توی رویای پروازی با محبت و با عشق داری دنیامو میسازی عشق تو رو ای یارم میدونی به دلم دارم تو بهاری من پائیز جوونیامو کم دارم عشق تو رو ای یارم میدونی به دلم دارم تو بهاری من پائیز جوونیامو کم دارم جوونیامو کم دارم تو بهار گلرنگی تو رو میکشه دلتنگی تو همیشه خندونی مثل فرشته میمونی عشق آشیون داری شوق نام و نشون داری در جدال با دنیا صد لشکر قشون داری صد لشکر قشون داری عشق تو رو ای یارم میدونی به دلم دارم تو بهاری من پائیز جوونیامو کم دارم عشق تو رو ای یارم میدونی به دلم دارم تو بهاری من پائیز جوونیامو کم دارم جوونیامو کم دارم دل سر دو راهیه جرمش بی گناهیه عاشقه ولی داغون سرگشته و سرگردون

امضا: كاغذهای سفید دفترم هرگز برای نوشتن دلتنگی هایم کافی نيست...
وحید
وحید

اين روزا سنگين سرت طول و درازه سفرت هواي ما رو نداري شلوغ شده دورو برت برات شدم مثل همه يه سايه ي مجسمه از جون دنيا چي ميخواي كجاي دنيا مبهمه هر چي ميگم مال مني ساز مخالف ميزني حلقه ي بي نگين شدي با اونا همنشين شدي ما رو ديگه ميخواي چيكار تو خوبا بهترين شدي آرزو قاب نمیکنی شهرو خراب نميكني ديگه واسه خاطر من کسی رو خواب نميكني هر چی میگم مال منی ساز مخالف میزنی

امضا: كاغذهای سفید دفترم هرگز برای نوشتن دلتنگی هایم کافی نيست...
وحید
وحید

ماه در میاد که چی بشه میخواد عزیز کی بشه ماه در میاد چکار کنه باز آسمون رو تار کنه نمی دونه تو هستی بجای اون نشستی نمی دونه تو ماهی تو که رفیق راهی عجب حکایتی شده فکر تو عادتی شده که از سرم نمیره که از سرم نمیره عجب روایتی شده عشقت عبادتی شده خدا ازم نگیره خدا ازم نگیره ماه در میاد که چی بشه میخواد عزیز کی بشه ماه در میاد چکار کنه باز آسمون رو تار کنه نمی دونه تو هستی بجای اون نشستی نمی دونه تو ماهی تو که رفیق راهی یه ماه می خواستم که دارم ای ماه شام تارم تویی رفیق راه من ای غنچه ی بهارم یه ماه می خواستم که دارم ای ماه شام تارم تویی رفیق راه من ای غنچه ی بهارم ماه در میاد که چی بشه میخواد عزیز کی بشه ماه در میاد چکار کنه باز آسمون رو تار کنه نمی دونه تو هستی بجای اون نشستی نمی دونه تو ماهی تو که رفیق راهی عجب حکایتی شده فکر تو عادتی شده که از سرم نمیره که از سرم نمیره عجب روایتی شده عشقت عبادتی شده خدا ازم نگیره خدا ازم نگیره ماه در میاد که چی بشه میخواد عزیز کی بشه ماه در میاد چکار کنه باز آسمون رو تار کنه نمی دونه تو هستی بجای اون نشستی نمی دونه تو ماهی تو که رفیق راهی

امضا: كاغذهای سفید دفترم هرگز برای نوشتن دلتنگی هایم کافی نيست...
میکروبلاگ اجتماعی توئیتی
براي حمايت از ما روزي يک بار برو روي تبليغات سمت راست کليک کنيد
وحید
وحید

گاهي خدا آنقدر صدايت را دوست دارد كه سكوت ميكند تا بارها بگويي ( آه خداي من.)

امضا: كاغذهای سفید دفترم هرگز برای نوشتن دلتنگی هایم کافی نيست...