نسخه‌ی قابل چاپ
(1397/04/04)

داشتم دفتر خاطرات خواهرمو میخوندم ، تو اوجش بودم که نوشته بود :

تو که الان داری فضولی میکنی و میخونی زور نزن چیز خاصی گیرت نمیاد !

منو میگی هول شدم دفترو بستم فکر کردم منو میبینه از تو دفترش …


ارسال شده توسط mary32 در تاریخ 1395/01/03 - 23:55
لینک مستقیم : http://twitty.ir/view/post:240003
در خنده بازار