mary
mary32
(مدیر سایت)ناظر ارسال ها

بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم
در خیالی که گرفتار تو شددام شوم
بی هوا بوسه مزن بر رخ من
بوسه انگاه بزن باز که من رام شوم
بی تو در خلوت این خانه گرفتار شدم
تو بیا تاکه کمی شاد از این کام شوم
پنجره باز کن نغمه بزن بر خورشید
من به شوق پرستو به این بام شوم
وقت رفتن تو بیا باز بزن بوسه ی مهر
تا که من همره آن یار دلارام شوم

امضا: به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم

تاریخ درج:2 سال و 1 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 57 دقیقه قبل در سنگ صبور