mary
mary32
(مدیر سایت)ناظر ارسال ها

تو این فکر بودم که با هر بهونه
یه بار آسمون‌و بیارم تو خونه
حواسم نبود که به تو فکر کردن
خود آسمونه خود آسمونه

تو دنیای سردم به تو فکر کردم
که عطرت بیاد و بپیچه تو باغچه
بیای و بخندی تا باز خنده‌هات‌و
مث شمعدونی بذارم رو طاقچه

به تو فکر کردم به تو آره آره
به تو فکر کردم که بارون بباره
به تو فکر کردم دوباره دوباره
به تو فکر کردن عجب حالی داره

امضا: به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم

تاریخ درج:2 سال و 27 روز و 1 ساعت و 42 دقیقه قبل در سنگ صبور